صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...
واژه بنا نهادن به معنای بن بخشیدن ، پی نهادن ، و آفرینش دوباره بر اساس طرح واندیشه از قبل تعیین شده است.
واژه یونانی که لاتینی شده آن آرشیتکت است خود ترکیب جالب توجهی از دو واژه آرشه ، به معنای بن و منشا (و همچنین پی افکندن بر اساس مبنا و اصلی مشخص و معلوم) و کلمه تخنه به معنی هنر می باشد.
تخنه ریشه ای هند و اروپایی دارد و از فعل تیکتو و تخنائومه به معنی آفرینش ساختمند و ماهرانه بر تراویده است. هرچه بیشتر به وارسی واژه آرشی تکتونیکی یا آرشیتکت بپردازیم بیشتر به جامعیت معماری و پیوند های عمیق و نا گسستنی آن با هنر پی خواهیم برد:
معماری با معنای آفریدن (وطبعا هنر) ، ساختن ، پروردن خویشاونداست.
مارتین هیدگر [1] با تکیه بر همین معنای کهن هلنی پوئزی poesy واژه هنر را از جنس آفریدن ، فراآوردن ، فرآوردن ، فروردن و پروردن دانسته و گفته است که معماری از سنخ هنرهایی است که استعداد پروردن (نیروی آفرینشگری) انسان در آن به اوج جامعیت خود می رسد. [2]
براین اساس می توان گفت که معماری ، بیشتر از هر هنری با فرهنگ انسانی مرتبط بوده و خواهدبود. در تمدن اسلامی ما نیز واژه بیت علاوه بر اینکه به معنای شعراست به معنای برجهای فلکی نیز می باشد واین همه مبین این حقیقت است که معماری از جامع ترین استعدادهای انسان در حسن ترکیب بخشی است.
مصالح مادی ، ضرورتهای مرتبط با حیات انسانی ، وتدبیرهای هنری فنی سه مولفه مهمی است که در کیفیت ایجاد ، آرایش و تشکل انداموار معماری سهم تعیین کننده دارد ؛ و فضا ، حجم و ایستایی از عناصر بنیادین آن به شمار می رود. نکته در خور اهمیت اینکه معمار مسلمان ،درک ژرفی از سرشت مصالحی که با آن کار می کرد داشت.او با سنگ چون سنگ و با آجر چون آجر رفتار می کرد. او نه با به کاربستن فنونی که سنگ را سبک ودر حال پرواز به سمت بالانشان دهد ، بلکه با استفاده از نقوش هندسی و اسلیمی ؛ نقوشی که سبب می شود تا اجسام مادی ، ضمن حفظ سرشت خود ،در برابر نمونه های مثالی شان جلا نیزیابند ، به ماده شرافت و شأن می بخشد. این حس وفاداری به سرشت ذاتی هر شیی که البته از تقدس یافتن دوباره نظم جهانی به یاری الهام قرآنی جدایی ناپذیر است درتعادل زیست - بومی بناهای سنتی اسلامی و کل فضای شهری نیز متجلی است.

photo : photoyas.com
مهمترین مساله ای که هر معمار در اندیشه آفریدن آن است فضا می باشد. به بیانی دیگر می توان گفت که معماری محصول ابداعات یک ذهن خلاق و نواندیش است که در فضا جاوه می کند: فضا از کلام و رنگ و صوت به مراتب لطیف تر است تاآنجا که در مورد آن می توان گفت که جوهری الطف دارد.
فضا همان تصور کلی و صورت مثالی است که به تجسم در آمده ، قالب جسمانی (از سنگ و چوب و آجر و گچ و..) یافته ودر معرض نگاه و نگرش ما قرار گرفته است. فضا از سویی متصل و مرتبط با قالب جسمانی است و از سوی دیگر معطوف به ایده های (ذهنی ، مفهومی و کاربردی) معمار. پس با این حساب می توان گفت که فضا نه جسم است و نه جان: فضا لولای میان جسم و جان است. فضا آن جسمی است که در آن جان دمیده شده است و یا جانی است که جامه جسم به تن پوشیده ودر عالیترین افق تجلیات آرزویی انسان ایستاده است. فضا ، در نظرگاه معمار در قصد اول است ودر ایجاد آخر.
در عرصه معماری ، لطیف ترین عنصر (فضا) از عنصرماده می شکفد وبه مانند انسان در قلمرو قطبانیت سر می افرازد تا نشان دهد که اشرف مخلوقات جهان در پرتو موهبت خداوند (فیاض علی الاطلاق) می تواند به مدد ابداع به ماده شرافت ببخشد ؛ ومگر یکی از کارویژه های هنر شرافت بخشی به ماده نیست ؟
برخی اندیشمندان عقیده دارند که همه هنرها در ذات خود نوعی ساختار معمار گونه دارند: اینان هنر پیکره سازی را معماری محدب (میان پر) می نامند. [3]
[1] - Heidegger, Martin(1889-1976)
Philosopher, born in Messkirch , Germany. He became professor of philosophy at Marburg (1923-8) and Freiburg (1929-45), when he was retired for his connections with the Nazi regime. In his incomplete main work, Sein und Zeit (1927, Being and Time), he presents an exhaustive ontological classification of being, through the synthesis of the modes of human existence.
[2] - احمدی ، بابک ؛ حقیقت و زیبایی، تهران ، نشر مرکز
[3] - این گروه اندیشمندان (از جمله استاد محترم جناب آقای دکتر حکمت الله ملا صالحی ، عضو هیات علمی دانشگاه هنر) در ادامه آرا خود حتی موسیقی را نیز نوعی معماری می دانند و عقیده دارند که موسیقی ، معماری زمان است.
صفحــات وبــلاگ::
ابتدا
2
3
4
5
6
4
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
...

